عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

93

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

نشوند . اينك كيست كه بتواند ادعا كند كه ارجمنديهاى بيت الله و ويژگيهاى آن را نيك مىشناسد ! يكى از تمثيلهاى و الا دربارهء بيت الله سخن محّدثى است دربارهء حسن بن مخلد كه او را خلعتى پوشانده بودند : ابا محمّد المسعود طالعه * فتّ البريّة طرّا أيّما فوت زهت بك الخلعة الميمون طائرها * كزهر خلعة بيت اللّه بالبيت اى ابا محمّد كه طالع خجسته‌اى دارى تو از همه مردم متمايز شدى چه متمايز شدنى ! خلعت كه داراى فال خجسته‌اى بود به وجود تو روشن شد مانند روشنايى گرفتن خلعت بيت الله از كعبه . بيدق الشطرنج . هر كس كوتاه و پست و بىارج را به پيادهء شطرنج مثل زنند و به گمان من نخستين كسى كه اين تشبيه را به كار برد ناظم دو بيت زير بوده كه گفته : الا يا بيدق الشّطرن * ج فى القيمة و القامه لقد صغّر منك الكل * ل غير الدّبر و الهامه يعنى : اى كه در ارزش و قامت مانند پيادهء شطرنج هستى هر چيز تو - جز سر و نشيمنگاهت - حقير شمرده مىشود . بيض الأنوق . عرب چيزى را كه هرگز يافت نشود به تخم كركس نر مثل زند و گويد : « اعزّ من بيض الأنوق » يعنى فلان چيز نايابتر و يا دست نايافتنىتر از تخم كركس نر است . و حال اينكه حيوان نر تخم نياورد . اين سخن از آن ابى عمرو بود ، امّا معناشناسان و لغت دانان برآنند كه كركس براى تخم كردن آشيانه‌اى در دوردست‌ترين جايها - چون كوههاى سر بر آسمان سوده ، يا شكاف صخره سنگها - برمىگزيند كه دست هيچ درنده يا آدمى به لانهء او نرسد . شاعر گفته : و كنت اذا استودعت سرّا كتمته * كبيض انوق لا ينال له وكر يعنى : تو چنان بودى كه هر گاه رازى به تو مىسپردند مانند تخم كركس نر چنان پنهان مىكردى كه هيچ كس جاى آن را در نمىيافت .